شعر- کارکرد مغز
دکتر بیژن باران دکتر بیژن باران

 

 

 

بوطیقا  poeticsواژه باستانی برای نقد ادبی در مورد واشکافی، ذات، اشکال، زیباشناسی، بلاغت، اصول، تمرین سرایش، ترکیب/ کمپوزیسیون شعر است. آیا می توان یک قطعه شعر مانند غزل حافظ، آی آدمهای نیما، بعدها/ مرگ من فروغ را تقطیع کرده؛ عناصر آنرا متناظر با شبکه های عصب ساختارهای 2 نیمکره چپ و راست مغز با کارکردهای 100گانه مانند زبان، حافظه، تخیل، چارهجویی، منطق، خلاقیت، احساس، بلاغت، تصویر، موسیقی پیدا کرد؟

 

پس در شعر اغلب کارکردهای 100گانه مغز بکار می روند. می توان از واشکافی یک شعر تشخیص داد که شاعر چپ مغز یا راست مغز است. این جستار در پاسخ به این پرسش بنا می شود: چگونه سطور یک قطعه شعر را به شبکه های عصب مغز نقشه بندی کرد؟ بوطیقا و تقطیع شعر برای نقد و تحلیل آن قدمت چند هزار ساله دارد. نقشه بندی شعر کلامی به شبکه های مغز در سده 21م آغاز شد.

 

نقشه برداری از مغز با ابزاری رایانه تصویری مانند ام آر آی و موجسنجها مانند ای ای جی چند دهه قدمت دارد. کارکردهای رفتاری بر بنیان ساختارهای مغز در 3 لایه مرکزی برای حیات، میانی برای عواطف، بیرونی با نرمه/ لوب و ناحیه های غشاء/ کورتکس در رابطه با تولید عمل کلامی بوسیله شاعر، مترجم، خواندن آن بوسله مخاطب، تحلیل آن بوسیله نقاد مطرح می شوند.

 

این رویکرد با ساختار کلی مغز در 3 لایه، 4 نرمه، چندین ناحیه و کارکردهای شخصیت، ذهن، فکر، حافظه، بیان کلامی، احساس آغاز می شود تا شناخت مغزی بوطیقای شعر ادامه خواهد داشت. تقارن نسبت به محور قائم تن انسان در کاسه سر بصورت 2نیمکره مغزی است. هر کدام از 2نیمکره در راس طرف مخالف تن قرار دارد؛ یعنی مغز چپ نیمه راست تن و مغز راست نیمه چپ تن را در اختیار دارد.

 

مغز ستاد تصمیم و ارتباط تن است که بر ستون مرکزی نخاع قرار دارد. این ستاد و ستون از حفظ رباعی خیام و حرکت انگشتان بر صفحه کلید تا خواندن شعری از فروغ را تنظیم می کنند. مغز 3 لایه بیرونی شامل مخ، ثالاموس، هیپوثالاموس/ بخشی از سامانه لیمبیک، میانی شامل تکتوم و تگمنتوم، درونی شامل مخچه، پانز، میدولا کلا بنام دمچه دارد.

 

غشاء بیرونی مسئول اندیشیدن و عمل است. این غشاء دارای 4 نرمه پیشانی برای استدلال، برنامه ریزی، سخنگویی، حرکت، محرکات، چارهجویی؛ آهییانه/ بالاسری برای حرکت، جهتیابی، تشخیص، ادراک تحریکات؛ پس سری برای پردازش بصری؛ گیجگاهی برای ادراک/ تشخیص شنوایی، حافظه، سخنگویی می باشد. کارکرد مغز اعمال 2 نیمکره چپ و راست مغز، اولویت کاربردی در تصمیم، شخصیت، رفتار فردی هم معنی می دهد.

 

کارکرد/ وظایف نیمکره چپ مغز: کلمات، اعداد، منطق، تحلیل، ردیف، زبان.

ادراک نظم/ الگو- آگاهی عناصر محیط با حواس، توان تشخیص نظم/ الگو در محیط.

استراتژی- برنامه عمل یا مشی رسیدن به هدف فراگیر دارد.

اکنون/ گذشته- هر نقطه بر محور زمان گذشته، اکنون، آینده دارد.

ایمن- شرط سپر حمایتی در برابر خطر؛ ریسک- امکان صدمه را اولویت می دهد.

تجربه- رابطه جسمانی و مشاهده فاکتها یا رویدادها.

تحلیل- بررسی جزییات عناصر یا ساختار امری بمثابه بنیان بحث و تاویل.

تصدیق- پذیرش امری منطقی یا بنا به سلیقه.

جزییات - صفت، فاکت، مورد فردی امور را بنگرد.

جهان مادی- محیط فیزیکال جسمی و انرژی.

حرکت تن راست- تن تقارن به محور عمودی دارد که بخش راست آن با مغز چپ کنترل می شود.

حس بیرونی/ عینی– حسگر های عصب در مرز پوستی فرد با محیط اند که انواع انرژی مانند موجهای صوتی، نوری، فشار را به ردیف پاکیج/ بسته یونهای باردار الکتریک تبدیل کرده؛ به مغز می فرستند.

حساب -رشته ای از ریاضیات برای صفات و اعمال جمع، تفریق، ضرب، تقسیم اعداد می باشد.

خطی- تغییرات متناسب  با یک خط مستقیم اند.

دانایی- رسوم و آداب جمعی، فرهنگ عادات گروهی.

ریاضی – علم تجریدی اعداد، کمیتها، فضا ست؛ بصورت ناب و کاربردی در علوم فیزیک و مهندسی مطالعه می شود.

زبان- تولید سخن برای ارتباط انسانی، نوشتنی و گفتاری مشتمل بر کلمات و دستور ترکیب آنها است.

سری/ سکانس/ یا این یا آن- ردیف رویدادها، حرکتها، اشیاء در پی هم می باشد.

علم- مشغله ذهنی برای مطالعه منظم ساختار یا رفتار جهان فیزیکال یا طبیعی با مشاهدات و آزمایشات.

عملی/ پراکتیکال- انجام واقعی کاری نه اندیشیدن ایده ذهنی.

فکر- ایده یا عقیده با اندیشیدن یا یکهو بخاطر آمدن.

قاعده فاکت- امر پذیرفته شده.

کلامی- فهم واژه ها در خط، تلفظ، معنا.

محصول- فرآورده پایانی یک روند تولید مانند یک شعرئئ یا چکش.

منطق- استدلال یا ارزیابی بنا به اصول ثابت اندیشه است. مانند اگر آ از ب و ب از پ بزرگتر باشد؛ سپس آ از پ بزرگتر است.

نام- واژه یا چند کلمه برای اشاره/ نشانی به فرد، جانور، مکان، شیئ.

نام چیزها- دانش نامیدن اشیاء.

نوشتن- عمل و مهارت گذاشتن کلمات بر کاغذ با ترکیب متن به سبک خاصی.

واقعیتگرا- کسی که جهان را واقعیت و مستقل از اندیشه می داند؛ مانند خیام.

 

کارکرد/ وظایف نیمکره راست مغز: رنگها، وزن/ ریتم، هپروت/ رویای بیداری، تخیل، حرکت، ابعاد، موسیقی.

احساس- وضع یا واکنش عاطفی، باور مبهم یا نابخردانه دارد.

ادراک/ فهم- توان تجسم و آگاهی با حواس 5گانه بینایی و شنوایی، دانش کاربردی شیئ.

امکانات- چیزی حدوث پذیر یا ممکن برای اتفاق افتادن.

بداهه- اجرای امری بدون تدارک، طرفه العین، چشم برهم زدن، سریع.

برات به دل- امری به دل مشتبه شدن ولی دلیل منطقی نداشتن، اشراق.

برنامه اکنون/ آینده- عمل آنی یا برنامه عمل آتی.

بصیرت- ادراک سریع درونی بدون استدلال آگاهانه است.

بیقرار- ناآرام، مضطرب، مشوش؛ عدم توازن هورمونها و قلت پروژسترون.

پروسه- ردیف گامها برای رسیدن به مقصد.

تجسم فضا- توان حرکت/ جهتیابی در فضای ناآشنا.

تخیل- توان یا عمل دریافت ایده، ایماژ یا مفهوم اشیای نو  بیرون از ذهن، خارج از حواس 5گانه.

تصویر- ارایه شکل خارجی به فرد یا شیئ در هنر مانند تشبیه، استعاره.

تصویر بزرگ- ادراک محیط در کل بجای جزیی از آن.

جهان انرژی- زمین از امواج صوتی، نوری، مغناطیسی پر است که جانوران حسگرهای متناسب را در روند تکاملی یافته اند.

حرکت تن چپ- تن متقارن چون ماهی است که 2 بخش آن با مغز معکوس بوده؛ مغز راست طرف چپ تن را کنترل می کند.

حس درونی/ ذهنی- توان ادراک نوازش، حس پوستی، انبساط خاطر، شادی، حظ ذهنی بدون دخالت حسگرهای پوستی.

حظ- تشخیص و فیض از کیفیت خوب در فرد یا شیئی دیگر، درک کامل موقعیت در هنر.

حل مسئله- چارهجویی برای یافتن راه حل برای امری پیچیده.

خلاقیت مربوط به ایده های تخیلی در تولید محصول هنری.

داستان- شرح حوادث یا اشخاص تخیلی یا واقعی برای تفریح، شرح رویدادهای گذشته در روال تکاملی پدیده.

دین/ باور- پذیرش آیه در اینکه حقیقت دارد یا چیزی وجود دارد- از روی اعتماد، ایمان، اعتقاد؛ بدون نیاز به اثبات منطقی آن.

ذهنیگرا- تحت تاثیر احساسات، سلیقه، عقیده فردی در تقابل با فاکت، استدلال، شاهد عینی.

رنگها- صفات نور که در چشم حسهای گرم تا سرد را تولید می کند. الوان اشیاء بنا به خواص جلدی/ پوستی.

ریسک کردن- پذیرش وضع خطر، صدمه، آسیب، ناامنی در مقابل فرد.

زیبایی- ترکیب کیفیات شکل، رنگ، ظاهر که لذت بصری تولید می کند.

شکل- قالب یا ظاهر بصری شیئی. یک قالب، بلوک برای ساختن شبیه.

شهود- توان درک سریع بدون استدلال؛ باور غریزی، امپرسیونی، غیراستنتاجی، دانش بدون ادراک حسی و منطق، اشراق، مکاشفه، برات شدن به دل، دریافت مستقیم حقیقت بدون اثبات.

عجول- عملگرایی عاجل بدون فکر و دقت.

عینی- داوری فرد با عواطف و عقاید او انجام نشده؛ بر اساس فاکتها قضاوت می کند- ، با انصاف، بیطرف، بدون تعصب، بیغرض/ بایس.

فانتزی- توان تخیل چیزهای ناممکن/ نامحتمل.

فلسفه- بررسی ذات دانش، واقعیت، وجود- بویژه در حوزه و دانشگاه.

کلیت- بیان چیزی کلی/ اصولی/ اکثریتی نه جزیی/ مشخص.

گشتالت الگوها- ساختار فیزیکال، زیستی، روانشناسی، نمادین الگوهای عناصر.

مشاهدات- عمل و دقت توجه برای دانش بیشتر در باره امری، اظهاری در باره چیزی که فرد شینده، دیده، متوجه شده.

معنا- منظور یک کلمه، متن، مفهوم، کنش برای بیان به دیگران.

موازی: هردو/ و – دو خط، سطح، شیئی بغل هم.

موسیقی- علم یا هنر ردیف تونها/ الحان/ صداها برای تاثیر روی شنونده.

نماد- چیزی را برای ارایه امری در تشابه، تداعی، قراردادی گذاشتن؛ بوِیژه چیزی فیزیکال برای امری تجریدی/ نامریی.

وزن- سنگینی و الگوی ترتیبی اشیاء و صداها.

هپروت/ دی دریم- فانتزی بیداری برای امیال یا آرزوها.

هنر- تولید شیئی جذاب در جامعه؛ کیفیت، تولید، ارایه، حیطه بنا به اصول زیباشناسی.

 

مغز حجم 1کیلوگرم با خواص الکتریک و متابولیک بر 2 زائده مخچه، دمچه است که غشاء بیرونی 2نیمکره هرکدام  4 نرمه/ لوب دارد: پیشانی برای حرکت عضلات اسکلت، توان تمرکز، توجه، بسط فکر، یادگیری، رفتار، هوش، استدلال تجریدی، چارهجویی، داوری، علل زنجیره ای، برنامه ریزی داشته. نیز کنترل واکنش محرک/ ایموسیون، بیان کلامی، تداعی لغوی، حافظه برای عادات و رفتار حرکتی دارد.

 

پیشانی/ کارکرد عالی ذهن HMF برای کنترل رفتار اجتماعی: خنده، هیجان، عصبانی. هوش: حل مسئله، استدلال، تجرید، داوری، سکانس، برنامه یادگیری، تنظیم واکنش محرکی/ ایموسیون، زبان توصیفی، تداعی کلامی، حافظه برای عادت/ فعالیت حرکتی. حرکت ارادی، انتگراسیون حرکتی، وجنات زبانی، کنترل تمرکز/ توجه، پرورش فکر، تصمیم گیری، انگیزه.

 

نرمه بالاسری/ آهيانه برای توجه بینایی، تشخیص حس های پیکری، ادراک پوستی/ دستی، حرکات هدفمند ارادی، دستمالی اشیاء، گردآوری/ انتگراسیون حواس برای فهم یک مفهوم واحد، هوش، درک نوازش، هدف، دخل تصرف چیز، زبان، خوانش، مهارت تحصیلی، مناسبات مکانی، حسیدن: دما/ نور، چشایی.

 

نرمه شقیقه/ گيجگاه برای توان شنوایی، ایجاد حافظه، حافظه درازمدت، حافظه بصری، طبقه بندی اشیاء، هوش، فهم هویت، رفتار محرکی مانند ترس، مقوله بندی، رفتار، مهارت سکانسی/ زنجیره ای، برخی ادراکات بصری، ورودی/ خروجی زبان، فهم زبان، هوشیاری موسیقی، یادگیری، سخنرانی، ادراک بصری.

 

نرمه پس سری عمدتا برای ادراک بصری، روخوانی: درک/ تشخیص کلمات چاپی، تداعی، محرک.

 

مخچه برای تنظیم توازن حرکتی، قائم هیکل، توازن، برخی حافظه رفلکس فعالیت حرکتی. مخچه 2 نیمه چپ و راست برای توازن، افراشتگی، همآهنگی، رفلکس. دمچه و مدولا زیر لیمبیک برای کارکردهای اصلی حیات از زمان خزندگان مانند فشار خون، ضربان قلب، تنفس، بلع، خواب، سرحالی، رفلکس بینای/ شنوایی، واکنش ناگهانی، تعریق، جذب غذا، دمای تن، مجری آمادگی/ حس خطر، توان خوابیدن، حس تعادل. ساقچه 3 بخش میانی برای دیدن و شنیدن، حرکت چشم و تن و حرکات ارادی؛ پونز برای کنترل حس و حرکت، هوشیاری، خواب، افراشتگی، قائم قد.

http://www.amicusvisualsolutions.com/cgi-bin/big_image.cgi?image=06015_04X

 

مغز پردازشگر اطلاعات، ادراک، حرکتده/ موتور، تحریکگر خواب/ بیداری، تحریک/ خطریاب، انگیزه، یادگیری/ حافظه: حافظه کاری، اپیزودیک/ رویدادی، معنایی، یادگیری پاداش/ جریمه برای تنظیم رفتار و حرکتی با تمرین و مهارت. روشن است که مغر درجنین تا بلوغ از مراحل تکاملی ارثی، تغزیه، محیطی می گذرد. مغز جایگاه ذهن، روح، روان، میل بوده؛ گاهی قلب در تاریخ برای این کارکردها آمده. لوبهاى اصلى نيمكره هاى مخ شامل موارد ذیل اند: تکلم در نیمکره غالب ناحیه بروکا، کنترل ادرار و مدفوع، فعالیت های عالی همانند خلاقیت، شعور، منطق، آینده نگری، قضاوت، اصول اخلاق و تفکر، درجاتی از هوش، خلق و خو، شخصیت، حافظه، تعادل راه رفتن، تنظیم حرکات چشم ها. http://barzkar2.blogfa.com/

 

منابع.  ‏2013‏/09‏/16

 






September 16th, 2013


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان